سيد علي اكبر قرشي

793

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

غنى : كفايت . بى نيازى . اغناء : كفايت كردن ، بى نياز كردن استغناء : طلب بى نيازى و كفايت . غنىّ : بى نياز ، موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است . در حكمت 328 فرموده : « انّ الله سبحانه فرض فى اموال الاغنياء اقوات الفقراء فما جاع فقير الّا بما متّع به غنّى و الله تعالى سائلهم عن ذلك » خداوند سبحان در اموال ثروتمندان قوتهاى فقراء را واجب كرده ، هيچ فقير گرسنه نمانده مگر به وسيلهء مالى كه غنى با آن لذت برده است ، خداوند از آنها در اين باره سئوال خواهد كرد . غهب : غيهب : ظلمت و تاريكى . آن فقط دو بار در « نهج » آمده است دربارهء خوارج فرموده : « ايها الناس فانّى فقأت عين الفتنة و لم يكن ليجترى عليها احد غيرى بعد ان ماج غيهبها و اشتدّ كلبها » خ 93 137 كه در « خرج - خوارج » گذشت . آنگاه اين را كردم كه ظلمت فتنه‌اش بالا رفت و هارى اش شدت گرفت . در مقام نصيحت فرموده : « اين تذهب بكم المذاهب و تتيه بكم الغياهب . . . فاستمعوا من ربّانيكم . . . » خ 108 157 راههاى مختلف شما را به كجا مى برد و ظلمتهاى جهل چگونه سرگردانتان مىكند از امام عارف للهّ خود به پرسيد . غوث : يارى . نصرت : « اغاثه نصره » استغاثه : يارى خواستن ، مواردى از آن در « نهج » آمده است ، چنان كه فرمايد : « من كفّارات الذنوب العظام اغاثة الملهوف و التنفيس عن المكروب » حكمت 24 ، اغاثه : يارى رساندن است ، از كفاّره‌هاى گناهان بزرگ يارى رساندن به فرياد خواه و آرام بخشيدن به آدم غمگين است . و در مقام عتاب فرموده : « اقوم فيكم مستصرخا و اناديكم متغّوثا فلا تسمعون لى قولا و لا تطيعونى امرا » خ 39 82 در ميان شما صيحه مى كشم و يارى خواهان شما را ندا مى كنم ، نه حرفم را گوش مى دهيد و نه از فرمانم اطاعت مى كنيد . غور : فرو رفتن : « غار الماء غورا : دخل فى الارض و سفل فيها » مغار و مغاره به معنى غار و پناهگاه است كه در زمين فرو رفته ، اغاره : حمله كردن ، شبيخون زدن . مواردى از آن در « نهج » آمده است : « و غار الصدق و فاض الكذب » خ 108 157 ، راستگوئى فرو رفت و دروغ از حد گذشت و در مذمت يارانش فرموده : « يغار عليكم